تبليغاتX
زیرباران باید رفت...

زیرباران باید رفت...

 

 

یادم باشد تا در باغچه ی خانه بوته گلی بکارم

یادم باشد سپیده دم را از دست ندهم

یادم باشد تا شبنم را بو بکشم

یام باشد که یادم بماند

یادم باشد که هستم

یادم باشد که عشق را آبیاری کنم

یادم باشد که نفسهایم را عمیق تر کنم

آری ،آری،آری

یادم می ماند

یادم می ماند و هست

که چرا تورا دارم

یادم هست تا در سپیده دم تن تورا لمس کنم

یادم باشد زندگی کنم شاد و آرام

 

+ نوشته شده در توسط مانی |


 

این منم منی که در وجود تو موج میزنم
 
 این منم منی که در نگاه تو می میرم
 
 منی که با صدای تو جان می گیرم
 
 و از دنیا جدا می شوم
 
 منی که در خیال تو غرق می شوم
 
 دوست دارم گرمی دستانت را
 
 که همچون آبی برآتش جانم است
 
 می پرستم آن شورو شوق پاک ومعصومت را
 
 چه زیباست نگاهت به پاکی شبنم صبح می ماند
 
 چه گرم است دستانت که برکت عشق را می توان در آن به
 
وفور یافت
 
 عشق یعنی تو
 
 من خداوند را در تو می بینم

+ نوشته شده در توسط مانی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

دوست دارم آسمان و زمین را با دستان عشق لمس کنم
دوست دارم در دشت سر سبز زندگی صدای خنده های عشق را بشنوم
و سر بر شانه های احساس بگذارم.


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

88/06/01 - 88/06/31

88/01/01 - 88/01/31
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
86/11/01 - 86/11/30
86/06/01 - 86/06/31



پیوندها

پرواز بر گندمزارهای صبح
اشک قلم
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin