تبليغاتX
زیرباران باید رفت...

زیرباران باید رفت...

 

چشم من به سوی او
 
لب من به گفتگوی او
 
دستانم در آرزوی او
 
این غنچه نشکفته دل
 
در باغش در هوایش مست ومدهوش
 
این دل من در انتظار وصالش
 
لبریز از اشک وآه
 
ای یار با وفای من دستم بگیر
 
ای مونس شبهای من جانم بگیر
 
جانم بگیر تا رهایم کنی از شب تاریک
 
بیا مرا با خود ببر تا زیر باران عشق
 
کاش دستانم در همین لحظه در دستان گرمت می آرمید
 
آغوشم لبریز از خواستن است
 
چشم من در شوق تماشا
 
تو ای همه ابعاد ذهن من
 
ای صدای فریاد قلبم
 
دوستت دارم..

+نوشته شده در ساعتتوسط کیهان | |